مرتضى مطهرى

72

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

ماركس اين بود كه مردم انگلستان قبل از ساير ملتها به كمونيسم خواهند گرويد ، ولى ملت آلمان و ملت انگلستان زير بار اين مرام نرفتند و مردم روسيهء شوروى آن را پذيرفتند . ماركس هم پيش بينى نمىكرد كه فكر او بجاى آلمان و انگلستان در كشور دورافتادهء شوروى و يا چين رواج يابد . باز از اين ناسيوناليستهاى دوآتشه بايد بپرسيم : چرا مردم شوروى و مردم چين احساسات ناسيوناليستىشان گل نمىكند و كمونيسم را به عذر اينكه از مرزهاى خارج كشور رسيده است و ضد احساسات ملى است طرد نمىكنند ؟ اگر همچو سخنى به آنها بگوييد به شما مىخندند و خواهند گفت : هين مگو لاحول كادم زاده‌ام * من زلاحول آن طرف افتاده‌ام اين موضوع كه آيين يا مرامى از محل خودش خارج شود و در جاى ديگر اهميت و نفوذ بيشتر پيدا كند ، مسألهء تازه‌اى نيست و اسلام در همان آغاز كار اين مسأله را پيش بينى كرد و با طعن زدن به اعرابى كه به قرآن كافر بودند ، آيندهء دنياى پرشكوه خود را در ميان ملل ديگر به همگان نويد داد « 1 » . مقياسهاى اسلامى زمانى كه اسلام ظهور كرد ، در ميان اعراب مسألهء خويشاوندپرستى و تفاخر به قبيله و نژاد به شدت وجود داشت . عربها در آن زمان چندان به عربيت خود نمىباليدند ، زيرا هنوز قوميت عربى به صورتى كه عرب خود را يك واحد در برابر ساير اقوام ببيند وجود نداشت . واحد مورد تعصب عرب واحد قبيله و ايل بود . اعراب به اقوام و عشاير خويش تفاخر مىكردند . اما اسلام نه تنها به اين احساسات تعصب آميز توجهى نكرد ، بلكه با شدت با آنان مبارزه كرد . قرآن كريم در كمال صراحت فرمود : « يا أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْناكُمْ مِنْ ذَكَرٍ وَ أُنْثى وَ جَعَلْناكُمْ شُعُوباً وَ قَبائِلَ

--> ( 1 ) . همچنانكه پس از اين مفصلًا خواهيد ديد ، غير از همان يكى دو قرن اول هيچ گاه حجاز بزرگترين مركز اسلامى نبوده است ، بلكه از آن تاريخ به بعد هميشه حوزه‌هاى بزرگ اسلامى در مصر و بغداد و نيشابور و ماوراء النهر و مراكز ديگر تشكيل مىشد و هميشه ملتهاى غيرعرب پرچمداران اسلام بوده‌اند .